روزی
.
خواهم آمد ، و پیامی خواهم آورد. .
در رگ ها ، نور خواهم ریخت . .
و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب! سیب آوردم ، .
سیب سرخ خورشید. .
خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد. .
زن زیبای جذامی را ، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید. .
کور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ! .
دوره گردی خواهم شد ، کوچه ها را خواهم گشت . .
جار خواهم زد: آی شبنم ، شبنم ، شبنم. .
رهگذاری خواهد گفت : راستی را ، شب تاریکی است، .
کهکشانی خواهم دادش . .
روی پل دخترکی بی پاست ، دب آکبر را بر گردن او .
خواهم آویخت. .
هر چه دشنام ، از لب ها خواهم بر چید. .
هر چه دیوار ، از جا خواهم برکند. .
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند! .
ابر را ، پاره خواهم کرد. .
من گره خواهم زد ، چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق، .
سایه ها را با آب ، شاخه ها را با باد. .
بازهم می گوییم، سلام آقای خاطره.
.
.

.
.
E
چهارشنبه 30 تیرماه سال 1395 ساعت 11:40