مَردِ هَمسَرکُش

-     متهم مدعی شده وقتی جسد را دیده با مادرش و پلیس تماس گرفته است. در صورتی که اگر وی به صورت ناگهانی جسد را دیده بود باید شوک زده می‌شد. زن جوان با چاقویی که از سرویس چاقوی آشپزخانه برداشته شده، به قتل رسیده است. حال آنکه بی‌تردید زن و شوهر فقط از جای سرویس چاقوها مطلع بودند. همچنین آثار ورود به زور و سرقت از خانه در صحنه جنایت دیده نشده و لباس متهم با لکه‌های خون نیز در محل جنایت کشف شد. با توجه به دلایل ارائه شده و شکایت اولیای دم، برای متهم تقاضای مجازات قانونی را دارم.

 

-     حدود چهار سال است که در زندان هستم و امیدوارم هرچه سریعتر قاتل همسرم دستگیر شود. من روز حادثه حدود ساعت هشت صبح از خانه خارج شدم و ساعت 18 و  40 دقیقه وقتی برگشتم دیدم همسرم به قتل رسیده است.اول هم فکر کردم همسرم بر اثر برق گرفتگی مرده است.

 

-     یکی از همسایه‌ها بین ساعت 10 تا 11 صبح ماشین شما را در پارکینگ دیده، در این باره چه توضیحی دارید؟

 

-         همسایه طبقه سوم ما یک پراید شبیه ما دارد و احتمال می‌دهم او خودرو را اشتباه دیده است.

 

-     یک پیراهن، آغشته به خون همسرت در خانه پیدا شده و این پیراهن متعلق به شما بوده، دراین باره چه می‌گویید؟

 

-     بله این پیراهن متعلق به من بود و حدود 70 روز پس از قتل، اولیای دم آن را به اداره آگاهی تحویل دادند اما نمی‌دانم چرا خونی بود.

 

-         من بازنشسته نیروی انتظامی هستم و حدود ساعت 11 صبح ماشین متهم را در  پارکینگ‌شان دیدم.

 

-     خواهرم همیشه با من درددل می‌کرد. او گفته بود با شوهرش اختلاف دارد و آخرین‌بار هم وقتی با من تماس گرفت صدایش گرفته بود و مشخص بود گریه کرده است.شوهر خواهرم او را تهدید کرده بود که نباید درباره اختلاف‌هایشان به ما حرفی بزند. بعد از قتل خواهرم و سه ماه بعد از فک پلمب خانه وقتی من، خواهر و برادرم به خانه خواهرم رفتیم بین مبل‌ها حلقه ازدواج خواهرم را پیدا کردیم. بعد هم زیر مبل را گشتیم و پیراهن خونی محمدرضا را که زیر صندلی جاسازی شده بود پیدا کردیم. باور کنید این همان پیراهنی بود که یک روز قبل محمدرضا آن را به تن داشت.
این مرد روزها و شب‌های خواهرم را سیاه کرده بود. اهل زندگی نبود و بیشتر اوقاتش را با دوستانش می‌گذراند. حالا خوشحالم که او به قصاص محکوم شده چون خواهرم را شکنجه داده و در نهایت بیرحمی با هفت ضربه چاقو او را کشته بود. قبل از ازدواج ما باید بیشتر تحقیق می‌کردیم تا سرنوشت خواهرم این‌گونه نشود. شوهرش بلای جانش شده بود


https://t.me/ehsanehteshami

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد