-
288022
شنبه 22 دیماه سال 1397 20:16
-
معما
چهارشنبه 14 تیرماه سال 1396 14:35
- آخرین روزهای سال هشتاد و دو بود که دوستم مجید با یک خودروی پژو سراغم آمد. میگفت دوستش به خارج از کشور رفته و خودرو نزد او امانت است. با هم به یک پمپ بنزین رفتیم و بعد از مدتی دور دور توی خیابون ها، از مجید خداحافظی کردم و از ماشین پیاده شدم و رفتم سمت خونه. در راه خونه بودم که همسایهام به من زنگ زد و گفت: خانهات...
-
زَن بود، مَرد شُد.
دوشنبه 12 تیرماه سال 1396 22:48
- چند روز پیش از طریق یکی از شبکههای مجازی پیامی از سوی مردی جوان دریافت کردم. او خودش را فردی تحصیلکرده و پولدار معرفی میکرد و بعد از تعریف کردن از عکسهایم، گفت که عاشقم شده است. چتهای ما ادامه داشت تا اینکه تصمیم گرفتیم بهصورت تصویری نیز با هم چت کنیم. با دیدن چهره او، من هم به وی علاقهمند شدم و همین باعث شد...
-
سَر آشپَز
یکشنبه 21 خردادماه سال 1396 16:47
سَر آشپَز (داخلی – دادگاه ) - چون نمیتوانستم طلبم را از مقتول بگیرم به 3کارگر پول دادم تا او را کتک بزنند اما آنها احتمالا زیاده روی کرده و او را به قتل رساندهاند . مقتول را فریب دادم و او را به آشپزخانه کشاندم و در آنجا با همدستی 2نفر دیگر او را به قتل رساندیم و جسدش را در بیرون شهر رها کردیم. - باید همانطور که...
-
سالار
پنجشنبه 18 خردادماه سال 1396 13:42
- شب حادثه در خانه سالار دعوت بودیم . چند جوان که از نظر اخلاقی مشکل داشتند وارد میهمانی شدند . از دوستان صمیمی سالار بودند. چند ساعتی از مهمانی که گذشت، من از رفتارهای آنها به سالار اعتراض کردم که ناگهان یکی از آنها به طرف ما آمد و فحاشی کرد. همین باعث درگیری من با سالار و دوستانش شد. درگیری ما به بیرون از خانه کشید...
-
خَواهَر وَ بَرادَر
چهارشنبه 10 خردادماه سال 1396 11:16
- خواهر و برادری که اختلافات ملکی با هم داشتند، بار دیگر امروز با هم درگیری لفظی پیدا میکنند که منجر به درگیری فیزیکی شده و برادر با شلیک گلوله به 2 خواهرزاده و خواهر خود منجر به کشتهشدن خواهرزاده خود میشود . - خواهرزاده بر اثر شدت جراحات فوت کرد و خواهر و دیگر خواهرزاده به بیمارستان منتقل شدند . - نوع اسلحه قاتل،...
-
حالت بالقوه
سهشنبه 9 خردادماه سال 1396 15:38
- حس میکردم شوهرم به من خیانت میکند. خیلی شبها به خانه نمیآمد و من در گوشیاش دیده بودم که در تلگرام با زنی چت میکرد . از طرفی فکر میکردم قصد کشتن مرا دارد. برای همین با خودم نقشه کشیدم که همه اعضای خانوادهام را به قتل برسانم و بعد خودکشی کنم. روز حادثه، ساعت 9 صبح از خواب بیدار شدم. شوهرم هنوز خواب بود و من به...
-
مَردِ هَمسَرکُش
دوشنبه 8 خردادماه سال 1396 11:29
- متهم مدعی شده وقتی جسد را دیده با مادرش و پلیس تماس گرفته است. در صورتی که اگر وی به صورت ناگهانی جسد را دیده بود باید شوک زده میشد. زن جوان با چاقویی که از سرویس چاقوی آشپزخانه برداشته شده، به قتل رسیده است. حال آنکه بیتردید زن و شوهر فقط از جای سرویس چاقوها مطلع بودند. همچنین آثار ورود به زور و سرقت از خانه در...
-
وظیفه
چهارشنبه 20 بهمنماه سال 1395 20:18
وظیفه . . آره که می تونم. الو! خیالت راحت باشه، آدرس و یادت نره بفرستی. لوکیشن بفرست توی تلگرام. یه چیزه دیگه تا یادم نرفته. دوشنبه که اومدی شرکت قرارداد بستیم، آخرش گزینه ی مورد نظر رو از لیست انتخاب نکردی. حالا اشکالی نداره، الان بگو. . . ای بابا! حافظه ت نَم کشیده ها. ببین شماره یک : گذاشتن بمب در محل کار...
-
تخم
دوشنبه 25 مردادماه سال 1395 15:17
با تک تک این تخم ها می شود مردم یک شهر را کشت. . . نه آب اش دادم نه دعایی خواندم، خنجر به گلویاش نهادم و در احتضاری طولانی او را کشتم. به او گفتم: …….. « ـ به زبان دشمن سخن میگویی !» و او را کشتم! . . . #عکسبرداریهای_احسان_احتشامی #آب #فلفل #کشتن #مواد_لازم #داستان #تخم #شهر #ملت #ehsanehteshami
-
نام من طغرل خواهد بود.
چهارشنبه 20 مردادماه سال 1395 11:01
نام من طغرل خواهد بود. . . دارم میام. از لای دست و پای دویست هزار و پانصد و نود و نه سرباز گرسنه گذر کردم تا برسم به تو. . . آغوشت را باز کن. می خواهم در درونت آرام بگیرم و به کمال برسم. . . پرورش یابم. بزرگ شوم. . . هنگامی که ورود کردم، پشت سر من در را ببند. . . نمی خواهم دیگران خلوتمان را بهم ریزند. . . پ.ن :...
-
گلابتون
یکشنبه 10 مردادماه سال 1395 14:18
گلابتون تا آخرین روز عمرش از خانه بیرون نیامد. . پوست صورتش از بی آفتابی پر از لک شده بود. . موقع بزم و پایکوبی در روستاه، . گلابتون روی پشت بام می رفت و از آنجا مردم را تماشا می کرد. . با هیچ کس به جز من صحبت نمی کرد. . همه او را دیوانه و مجنون می شناختند. . تنها کسی که قبل از مرگش با او حرف زد و دردودل کرد من...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 7 مردادماه سال 1395 13:34
غریزه در انسان همیشه بیدار نیست. اون شب مثل شبهای قبل نبود. ساعت پنج و نیم غروب بود. برف زمستونی شروع به باریدن کرده بود. ، رفتم خونه ی گلابتون خانم. برایم شام درست کرده بود. ایندفعه ماکارانی پیچ پیچی. من عاشق دست پختش شده بودم. اهالی روستا فکر می کردن من با گلابتون رابطه دارم. در ساعت خاص و مشخص. اما من عاشق دست پختش...
-
جن ها بهشتی هستند
شنبه 2 مردادماه سال 1395 10:37
انسان دارای عقل است. اعجاب آور است. . . از شب قبل به منزل یکی از آنها دعوت شده بودم. فردای آن روز ، چون می دانستم راه بسیار زیادی را باید طی کنم تا به خانه اش برسم، تصمیم گرفتم صبح خیلی زود راه بیافتم. تپه ها رو یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتم تا اینکه رسیدم به صحرا. از اونجا به بعد زمین صاف و یک دست بود. ظهر شده بود....
-
شاعری را دوست می دارم. اما کُشتن مسئله ی دیگریست
چهارشنبه 30 تیرماه سال 1395 14:43
امروز شاعر باید لباس خوب بپوشد کفش تمیز واکس زده باید به پا کند، آن گاه در شلوغ ترین نقطه های شهر موضوع و وزن قافیه اش را، یکی یکی با دقتی که خاص خود اوست، از بین عابران خیابان جدا کند : «همراه من بیایید، همشهری عزیز دنبالتان سه روز تمام است در به در همه جا سرکشیده ام» #ehsanehteshami
-
رمان پسرک روزنامه فروش
چهارشنبه 30 تیرماه سال 1395 14:27
آن شب باد سردی خیابانهای نیویورک را می روفت. رهگذران در زیر فشار آن باد، بیش از معمول شتاب به خرج می دادند ------------------------------------------------------------ ------------------------------------------------------------------ پسرک روزنامه فروش، نوشتهٔ هانس دومینیک ، ترجمه : محمد قاضی #John_Workmann 1950...
-
به نام هیچ
چهارشنبه 30 تیرماه سال 1395 13:46
به نام هیچ ------------------------ 00:06:10 Short Film - 2015 Producer : Ehsan Ehteshami ------------------------
-
ملت گرایلی
چهارشنبه 30 تیرماه سال 1395 13:35
ملت گرایلی ------------------------------ 00:07:10 Short Film - 2015 Producer :Ehsan Ehteshami ------------------------------
-
روزی، روزگاری، خسرو..
چهارشنبه 30 تیرماه سال 1395 11:40
روزی . خواهم آمد ، و پیامی خواهم آورد. . در رگ ها ، نور خواهم ریخت . . و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب! سیب آوردم ، . سیب سرخ خورشید. . خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد. . زن زیبای جذامی را ، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید. . کور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ! . دوره گردی خواهم شد ، کوچه ها را...